<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بی امان</title>
<link>https://biaman.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 02 Sep 2022 13:58:16 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نود و هفتمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/109/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>نشست آن طرف میز یک زن تنها و کرد شال سرش را به‌روی شانه رها دوباره آینه ی کوچک ته کیفش که گم شدست میان هزار کاغذ ِ تا صدای دسته کلیدش به یاد او آورد چقدر مانده به رفتن، به رفتن او با کسیکه زندگی اش را به پای او مانده کسیکه زندگی اش را به باد داد اما.. میان خاطره هایش چقدر می پیچد سکوت مبهم کافه در انتظار صدا نخواست لو بدهد ترس‌‌و‌اضطرابش را کشید روی لبش ذره ی ته رژ، تا به یاد مرد بیاید لبی که بوسیده و تلخ قهوه چشمی که خیره مانده چرا که راس ساعت این سالهای</description>
<pubDate>Fri, 02 Sep 2022 13:58:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/109</guid>
</item>
<item>
<title>نود و ششمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/108/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>چشم مشتاق دیدنش شده بود جان سراپا شنیدنش شده بود دستِ فواره‌های خواهش، نه زخم، دلچسب چیدنش شده بود ردپایی نمانده از رفتن جاده شوق رسیدنش شده بود بال پروانگی در آن پیله در هوای پریدنش شده بود رسم دوری، همیشه بد بوده نقشی از غم‌کشیدنش شده بود مثل یوسف به چاک پیراهن میلِ مصری خریدنش شده‌بود عسل چشم‌های قهوه‌ای‌اش زهر تلخ چشیدنش شده بود چرخی دامنش، مدار زمین باد، مست وزیدنش شده بود</description>
<pubDate>Wed, 20 Jan 2021 05:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/108</guid>
</item>
<item>
<title>نود و پنجمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/107/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>حالم از خودم به‌هم می‌خورد، حالم از چشم‌های بارانیش از همان وقت‌هایی که خانه‌ام رفته سمت ویرانیش با خودم راه‌افته‌ام این‌جا، پابه‌پای «هدایت» و «سایه» روبه‌رویم درخت‌هایی ازجنس غمریشه‌های سیمانیش هی خودم را زدم به هر صخره، بشکند تخته‌پاره‌ها با موج دل به دریا زدم پر از شوقِ، مردن باشکوه و طوفانیش جان بر لب رسیده می‌خواهد، تا ببوسد به طعم بوسه مرگ آه از آغوش گرم و عریان و سردی بوسه‌های طولانیش مانده‌ام در جهنم بودن،‌ در بهشت لبالب از تردید کاش من را بگیرد</description>
<pubDate>Sun, 17 Jan 2021 13:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/107</guid>
</item>
<item>
<title>نود و چهارمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/106/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>آرامش آن چشم ها دیوانه ام کرده با هرچه غیر دیدنت بیگانه ام کرده امشب برای پیله ی من بال می بافی شمع نگاه روشنت پروانه ام کرده انگور نیشابور لب های اناری ات مست وخمار دیدن میخانه ام کرده بند کمند موی تو افتاده بر شانه یعنی اسیر میله های شانه ام کرده از چال روی گونه ات در چاه می افتم خالی مقیم خانه ی ویرانه ام کرده با دانه ی زیر لبت در دام می افتم مثل کبوتر جلد این کاشانه ام کرده من زیر انگشتان تو تنبوری از مستی رقص سماعش عاشقی جانانه ام کرده</description>
<pubDate>Thu, 14 Jan 2021 13:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title>نود و سومین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/105/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>حال دلشوره‌ی بدی دارم، مثل وقتی که خانه‌ویران است رقص دزدان پشت دیوار و، مرد‌ این خانه‌ بند‌زندان است بی‌قرارم شبیه روزی که، گوشه‌ی چادر کسی گم شد کودکی بی‌پناه مانده غمش، به بلندای شب‌خیابان است در غروبی که سرخ و سرد و رها، شاهد آخرین دم اعدام پشت زندان قصر خوابیده، با زنی روسپی که‌تهران است غرق دریای در شبی جاری، داغی شور اشک‌هایی که مثل کشتی شکسته‌ای تنها، و نصیبش غرور‌طوفان است حالم از خودم به‌هم خورده، عکس افتاده روی این مرداب رخوت گنگ یک توهم تلخ،</description>
<pubDate>Tue, 12 Jan 2021 18:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title>نود و دومین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/104/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>و مرگ سایه شومش به روی شهر افتاد که کوچه‌کوچه‌ی آن بوی تلخ غم می‌داد چقدر حجم درختان سیاه پوشیدند به چشم اشک، غروب بهار را دیدند به شاخه‌های جوانی که بر زمین می‌ریخت که مرگ بر سر هرشاخه دار می‌آویخت و شهر در خفقان تا نفس نفس می‌زد دو دست شادی‌مان را دوباره پس می‌زد کسی به داد درختان نمی‌رسید اینجا عمیقِ زخمِ تبر نا امید تا فردا چقدر جنگل بوسه که رفت سمت خزان چه خنده‌های نجیبی نشسته بر لب جان چقدر هرم نفس‌های خالی از آغوش چراغ‌های نگاهی به پلک غم خاموش سیاه</description>
<pubDate>Mon, 11 Jan 2021 09:31:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>نود و یکمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/103/%d9%86%d9%88%d8%af-%d9%88-%db%8c%da%a9%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>دیوانه‌ نمی‌شود بمانی سخت است از عشق نمی‌شود بخوانی سخت است سخت‌است تو عاشق کسی باشی که مانده‌است از او غمی نشانی، سخت است!</description>
<pubDate>Sun, 10 Jan 2021 14:10:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>نودمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/102/%d9%86%d9%88%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>مثل دیوانه های زنجیری روبرویت نشسته ام بی حرف هرم داغ تنی که تبدار است رد خونم که مانده ام بر برف لرزش بغض روی لبهایم داغ اشکی به بستر تردید ایل مردی که روی اسب رقیب دامن چین یار خود را دید در خودم تا مچاله می شوم ُ در سرم زنگ ساعت رفتن خالی قاب عکسی از بودن رازهایی رها تر از گفتن این سکوت صدا خفه کن جای هر واژه مانده بر دیوار کودکی که نجیب خوابیدم،صبح با دست مرگ خود بیدار تلخ زهر لبم به قهوه ی تُرک در ترَک های کهنه ی فنجان فال یک مرده ی اساطیری لابه لای</description>
<pubDate>Wed, 22 Jan 2020 10:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>هشتاد و نهمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/101/%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>روزهاست که خانه نبوده ام،ببخشید که آمدید و من خسته تر از بودن بودم... کسی مرا ببرد سمت ساحل گیسوت به شوق گم شدنم توی جنگلی از موت عسل دوباره بریزی به کاسه ی چشمت میان دشت تنت درحوالی کندوت به تیر هر مژه دامی نهاده بر چشمه عطش همیشه ی بر لب نشسته بر آهوت توسهم گونه ی سیب نجابتی بانو بهشت را بفروشم به ورد الّاهو ت دوباره هستی من را به باد خواهد داد اگر که مست شود بند پیرهن از بوت شکوه وحشی آغوش توست پایانم حریر وسعت تنهای آبی و من قوت</description>
<pubDate>Sat, 12 Aug 2017 05:00:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>هشتاد و هشتمین باران</title>
<link>https://biaman.blogfa.com/post/100/%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>همه ی راه از امام زاده شعیب تاخرابه های کلیسای ننه مریم دلیل می آوری بوی ماهی های مرده حواسم را پرت میکند آنطرف رود روسری ام اسیر سیم خاردارهای جنگ جهانی موهایم را باد تسبیح می چرخانی ارس بی دغدغه ی اینهمه سنگ مرز میشود برمی گردی میروم کلیسای سنت استپانوس برایت شمع روشن کنم..</description>
<pubDate>Wed, 23 Mar 2016 04:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>biaman</dc:creator>
<guid>biaman.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
</channel>
</rss>
