تبليغاتX
بی امان ...


(1)

موهایم

بلند شده اند

به احترام

شانه هایت..


(2)

چه می کشند

سیگار ها..

وقتی 

ترکشان می کنی..



(3)

قبله نما ها

خسته اند

برقص..



(4)

بگذار درآغوشت

بمیرم..

باید

تب لب هایت را

پایین بیاورم..


(5)

سیاهی بختم را

گذاشته ام

پای چشمانت..






+ نوشته شده در  91/02/17ساعت   توسط بی امان  | 

من دلم پشّه بند مي خواهد


چاي لب سوز و قند مي خواهد 


توي گرماي خواب تابستان


بچه ساكت! نخند!مي خواهد


عصر يك روز داغ ،بويي خوش


چينه ها كه ترند مي خواهد


توي هشتيّ خانه،خواندن را


با صدايي بلند مي خواهد


حوض كاشي، سماور و قليان


چادري روي بند مي خواهد


پول و زنبيل  مادر و كوچه


"مَشتي !هندونه چند؟" مي خواهد


پشت بام و شب ِ كمي سهراب


واژه ها در تب اند !مي خواهد


هي ستاره ،ستاره تا فردا


من دلم پشّه بند مي خواهد..




+ نوشته شده در  91/01/22ساعت   توسط بی امان  | 
چند سه گاني...


۱

دامن بچرخان جام لب‌ها را



پلکی بزن، وا کن از گیرهٔ موهات شب‌ها را



۲ (به م.ت) شام یلدای آرزو‌هایت تابلندای بی‌قراری باد شانه، برفِ سپید مو‌هایت



۳ از نگاه تو حرف می‌بارید واژه‌هایی شگرف می‌بارید بر شب صفحه برف می‌بارید



۴

آهسته‌تر واکن

مو‌های تو در باد

تعبیری از فریاد


۵

جاده دلتنگ می‌شود روزی

دیگر از سینه‌ام نمی‌گذری

شیشه هم سنگ می‌شود روزی!




6


من پُرم از بهانه ی آغوش!


بوی سیگار و تلخی دهنت


عطر تندی که میزنی به تنت






+ نوشته شده در  90/12/18ساعت   توسط بی امان  |