(1)
موهایم
بلند شده اند
به احترام
شانه هایت..
(2)
چه می کشند
سیگار ها..
وقتی
ترکشان می کنی..
(3)
قبله نما ها
خسته اند
برقص..
(4)
بگذار درآغوشت
بمیرم..
باید
تب لب هایت را
پایین بیاورم..
(5)
سیاهی بختم را
گذاشته ام
پای چشمانت..
(1)
موهایم
بلند شده اند
به احترام
شانه هایت..
(2)
چه می کشند
سیگار ها..
وقتی
ترکشان می کنی..
(3)
قبله نما ها
خسته اند
برقص..
(4)
بگذار درآغوشت
بمیرم..
باید
تب لب هایت را
پایین بیاورم..
(5)
سیاهی بختم را
گذاشته ام
پای چشمانت..
من دلم پشّه بند مي خواهد
چاي لب سوز و قند مي خواهد
توي گرماي خواب تابستان
بچه ساكت! نخند!مي خواهد
عصر يك روز داغ ،بويي خوش
چينه ها كه ترند مي خواهد
توي هشتيّ خانه،خواندن را
با صدايي بلند مي خواهد
حوض كاشي، سماور و قليان
چادري روي بند مي خواهد
پول و زنبيل مادر و كوچه
"مَشتي !هندونه چند؟" مي خواهد
پشت بام و شب ِ كمي سهراب
واژه ها در تب اند !مي خواهد
هي ستاره ،ستاره تا فردا
من دلم پشّه بند مي خواهد..
دامن بچرخان جام لبها را
۴
آهستهتر واکنموهای تو در باد
تعبیری از فریاد
۵
جاده دلتنگ میشود روزی
دیگر از سینهام نمیگذری
شیشه هم سنگ میشود روزی!
6
من پُرم از بهانه ی آغوش!
بوی سیگار و تلخی دهنت
عطر تندی که میزنی به تنت